یک روز به یاد ماندنی
پنجشنبه گذشته به همراه تعدادی از همکاران به دیدار یکی از عزیزان فرهنگی بازنشستهرفتیم ایشان از آمدن ما اظهار خرسندی نمودند. پس از احوال پرسی و عرض تبریک به مناسبت پیروزی انقلاب جویای احوالات ایشان شدیم و خواستیم که از خاطرات دوران جنگ برایمان بازگو نمایند ایشان بیان نمودند:که حدود 9 سال را در اسارت بودم ٰ که در این دوران خاطرات بسیاری دارم که تلخ ترین آنها زمان اسارت است این عزیز بزرگوار اظهار داشتند که آنچه مرا ناراحت می کند این است که بعد از اسارت دیگر صلواتی با صدای بلند نشنیدم که به دلم بچسبد. ما دردوران اسارت باصدای صلوات خود زندان را به لرزه در می آوردیم و دشمنان را به وحشت می انداختیم.پس برای دل این عزیز صلواتی محکم و محمدی پسند بفرست.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 19:57 توسط گلچین آتین
|